ایده­ی “شهر-فرهنگ” چارچوبی برای برنامه ریزی شهر ایرانی-اسلامی

قسمتی از متن پایان نامه :

در گذشته شهرها پیاده محور بودند و ارتباط چهره به چهره در شهرها بیشتر بود. افراد با هم ارتباط بیشتری داشتند. معابر باعث ارتباط رخ­به­رخ افراد می­گردید. جایگزین شدن وسایل نقلیه باعث افزایش آلودگی صوتی، کاهش ارتباطات چهره­به­چهره و اشغال­شدن فضاهای باز در شهرها شده می باشد و اضطراب ناشی از ترس تصادف با ماشین­ها لذت پیاده­روی را از شهروندان گرفته می باشد. وقتی سیستم، پیاده محور باشد، افراد آن محله در رفت­وآمد­های خود، بیشتر ارتباط چهره به چهره با هم محلی­های خود می­یابند و آشنایی­های عمومی افراد بیشتر اتفاق می­افتد. در شهرهای سنتی، آشنایی عمومی افراد یک محله نیز، هم عاملی برای کنترل­های اجتماعی می­گردید و هم اینکه به افراد محدوده­ای را معرفی می­نمود که با آنها به اصطلاح ” سلام علیک ” دارند. این عامل باعث رشد مولفه­ی هم­محلی­گرایی شده و نتیجه آن، این بود که شخص به محله و هم محلی­های خود احساس تعلق و تعصب نشان دهد. اینکه محله­ای محصور باشد یا فضای کالبدی آن با مرز یا لبه­ای ممتاز از دیگر محلات یا از دیگر محیط­ها جدا گردد، باعث می­گردد تا ادراک “ما” در محدوده­ی این چارچوب شکل بگیرد. یعنی وقتی شخصی می­خواهد “ما” را در قالب هم­محلی­ها تعریف کند، مقیاسی در دست دارد و می­تواند به آن استناد کند. تعلق فرد به این محیط مشخص، باعث کنش شعوری وی با افراد آن محدوده شده و روح جمعی متباینی تشکیل می­گردد که در قدم بعدی باعث می­گردد افراد یک محله، سطح فکر، سطح آگاهی، فرهنگ و رفتارهای مشابهی داشته باشند. یا اینکه شهرهای سنتی که با دژی مستحکم احاطه می­شدند، باعث ادراک مجتمع زیستی در مقیاس درون این دیوارها می­گردید. این عامل باعث می­گردید که ادراک “ما” در حد کل شهر تعریف گردد و حس تعلق به مکان را در افراد تقویت نماید. در حالیکه محلات بی در و پیکر امروزی، نه تنها محدوده­ی مشخصی ندارند، بلکه کل شهر نیز در چنین وضعیتی قرار دارند. در سطح شهرها، بهره گیری از وسایل نقلیه ارتباط چهره به چهره را کاهش داده می باشد و نتیجتا، افراد در بسیاری مواقع هم محلی­های خود را نمی­شناسند. کوچه­هایی که خیابانها را به هم وصل می­کند باعث افزایش رفت و آمد­های گذری افراد غریبه به داخل محلات می­گردد و در نتیجه به تدریج شخص را از رغبت نسبت به شناخت افراد محله باز می­دارد. نبود محدوده­ی معین برای یک محله مانع از ایجاد حس تعصب نسبت به محله و هم محله­ای­ها در افراد می­گردد. این عوامل به همراه عوامل تاثیر­گذار دیگر باعث ایجاد غریبی بین افراد محلات و در مقیاس بالاتر، در بین تمام شهروندان می­گردد و فرد را از اجتماع به انزوای جمعی می­اندازد و از مجتمع­های زیستی یک “اجتماع منفرد” ایجاد می­کند. جمع­گرایی و انجام مراسم جمعی باعث می­گردد که آگاهی­های افراد با انعکاس در محیط، به روح جمعی انتقال یابد و افراد آن شهر و محله نیز در اتصال با روح جمعی، طرز فکر و سطح فکر مشابه به­همی را دارا باشند. اشخاصی که در این شهرها به دنیا آمده و رشد می­کنند این آگاهی­ها را دریافت می­کنند. وقتی طرز فکر، سطح آگاهی،‌ ارزشها و اعتقادات یک جمع به هم شبیه باشد، روح جمعی آن محیط نیز یک فرم منطبق با ذهن افراد آن جمع را به خود می­گیرد  و شخص از بودن در این فضا، این جمع و این محیط، که با مولفه­های ذهنی او نیز انطباق دارد، احساس تعلق نشان داده و حس آرامش خواهد داشت. پس انطباق سطح فکر، عقاید، اعتقادات و … هر شخص با انعکاسی که از این مفاهیم در روح جمعی آن محیط هست به شخص احساس رضایتمندی و تعلق به مکان را می­دهد. یکی از عواملی که باعث می­گردد پدیده­ی جدایی­گزینی مکانی در شهرها رخ دهد، همین عامل روح جمعی می باشد. یک شخص فقیر در بین هم ترازهای خود راحت­تر می باشد تا در بین ثروتمندان باشد. همچنین می باشد بین افراد یک قوم، هم زبانها، سطح سواد، افراد شاغل در یک حرفه و… . سطح فکر، طرز تفکر، علایق خاص، نیازهای همسان، آرمانهای اجتماعی یکسان و… همگی باعث تشکیل روح جمعی خاص می­گردد که افراد با گرایش به هر کدم از این فیلدها، در قرارگیری در این جو، حس رضایت­مندی و هم­ذات­پنداری خواهند داشت. پس می­توان گفت که حس تعلق به اجتماع[1] حاصل “همگرایی تشعشعی” در یک مجتمع زیستی یا در یک محیط انسانی می باشد.

خاطر نشان می گردد که در فرهنگ قرآن و توحید، بعد از خداوند، در امورات عالم، تنها چیزی که مطلق می باشد این اصل می باشد که همه چیز نسبی می باشد. بنابر نظر انیشتین در نظریه­ی نسبیت عام، حتی قوانین علمی نیز مطلق نیستند و در حالت تکینگی سیاهچاله­ها، از هم می­پاشند و بی­معنی می­شوند (هاوکینگ، 114:1386). این عوامل، تنها نمونه­هایی از عوامل شناسایی­شده هستند و نه تمام آنها. با در نظر داشتن اینکه طرح این مسائل، تازگی دارد، زمینه­ی مطالعاتی گسترده­ای در این موضوع هست که امید می باشد در آینده محققان دیگر نسبت به تحلیل و پژوهش در این موضوعات پرداخته و به صورت دقیق این مفاهیم را تشریح نموده و تکمیل نمایند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] sense of community

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

1-3-1-­ آیا ایده شهر-فرهنگ می­تواند شهر ایرانی-اسلامی را پایدار کند؟

1-3-2-­ چگونه می­توان ایده شهر-فرهنگ را در شهر ایرانی  (خوی) تقویت نمود؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه